آيا واقعا ار 20 درصد مغزمان استفاده ميکنيم؟
شايد شما هم شنيده باشيد که ميگويند مغز ما دقيقا مثل کامپيوتر فوقالعاده پيشرفتهاي است که ما از آن تنها براي اصلاح متون استفاده ميکنيم. ما خيلي کم از آن براي فکر کردن کار ميکشيم و در واقع تنها 10 تا 20 درصد از ظرفيت مغزمان را به کار گرفتهايم و 90 درصد ديگر که توانايي تلهپاتي يا ديگر فعاليتهاي ماوراءالطبيعه را دارد، بلااستفاده مانده است. جالب است بدانيد که اين موضوع حقيقت نداشته و تنها يک افسانه است.
مهربان باشيد تا شاد بمانيد
به نظر ميرسد آنهايي که مهربانتر و بخشندهترند، شادترند! به خاطر اين 5 دليل از امروز بخشندهتر باشيد.
پیشینه آتش در فرهنگ ایرانی
مطابق برخی مستندات و شواهد تاریخی، آب و آتش در نزد ایرانیان جایگاه والایی داشته است. هرودوت میگوید: «پارسها معتقدند كه آتش از جوهر الهی است.» يعقوبی نیز، در قرن سوم هجری، نوشته است: «ایرانیان معتقد به كیش زردشت بر این بودند كه روشنی، قدیم و ازلی است، و آن را زروان مینامند... ایرانیان آتش را بزرگ میداشتند.» مسعودی (متوفی346) میگوید: «نخستین كسی كه آتشكده ساخت فریدون بود. به پندار ایرانیان، آتش واسطه میان خدا و مخلوق است... و گفتهاند كه نور مایه اصلاح جهان است، و آتش نسبت به ظلمت شرف و تضاد دارد؛ و آب كه برآتش غلبه دارد، مایه هر چیز زنده و مبداء همه چیزهای نموكننده است.» همو، به تفاوت آتش با نور، و اضداد و مراتب نور اشاره كرده است.
داستان جمشید و ضحاك را فردوسی به تفصیل و برخی مورخان به اختصار، نقل كردهاند. جمشيد، كه ابتدای امر با عدل و دادگستری و نوآوریهای بسیار، جامعه بشری را به سوی كمال برد، و نوروز یادگار عصر دادگری اوست. جمشید عاقبت مغلوب اهریمن غرور گردید، ضحاك او را از پای درآورد. بلعمی مینویسد: «این ضحاك را اژدها برای آن گفتندی كه بر كتف او دو پاره گوشت بود بزرگ، بر رشته دراز، و سر آن به كردار ماری بود... و به ایام هیچ ملك چندان خون ریخته نشد كه به ایام ضحاك. به روایت مسكویه رازی، آن دو پاره گوشت را ضحاك چون دو دست خویش میجنبانید و میگفت كه دو مارند، تا فرودستان و نابخردان بهراسند!». مطابق روایت این بلخی، آن زائدههای گوشتین هر روز دردناكتر میشد و تنها با مالیدن مغز سر جوانان بر روی آنها، ضحاك آرام میگرفت. در واقع، ضحاك نه تنها جانها را تباه میساخت، بلكه، با انهدام مغزها، تیشه به ریشه اندیشه میزد، و با مهار كردن خرد، جهل را میگسترانید. سرانجام، فریدون بر ضحاك پیروز شد، و فرمود تا آن روز جشنی سازند، و مهرجان آن روز ساختند... پس سیرتی نهاد در عدل و انصاف كه از آن پسندیدهتر نباشد. طبق روایت بلعمی، روز پیروزی فریدون بر ضحاك «مهرروز بود از ماه مهر آن روز مهرگان نام كردند، و عیدی كردند بزرگ.» اسدی طوسی نیز از آیین و مراسم آراستن آتش در این روز سخن گفته است، وقتی فریدون بر ضحاك پیروز میشود: «چو در برج شاهین شد از خوشه مهر نشست او به شاهی سر ماه مهر بدین جشن وی آتش آراستست هم آیین این جشن ازو ساختست.»
پیشینه چهارشنبه سوری
تردید نیست كه ریشه و اصل این مراسم به ایرانیان عصر باستان میپیوندد، اما بدان لحاظ كه ایرانیان قدیم برای روزهای ماه سی نام پارسی داشته و ایام هفته، یعنی (شنبه، یكشنبه،... و جمعه)، نداشتند، باید بعد از اسلام، مصداقی موضوعی، یا قرین به وقایع و پندارهای كهن ایرانی، پیدا شده باشد كه مراسم آن به عنوان «سوری» يا «چهارشنبهسوری» شكل بگیرد. هانری ماسه، شرحی جالب درباره چهارشنبهسوری دارد: «این رسم شاید یادگار دین زردشت باشد، و جهانگردان قدیم به آن اشاره نمودهاند، اما شیعیان طور دیگری تعبیر كردهاند. به عقیده آنها، مختار، كه به انتقام خون امام حسین(ع) برخاست، در آن شب، برای آگاهی یاران خود، دستور داد كه آتش بر بام خانههای خود روشن كنند. به هر حال، چنین به نظر میرسد كه این آتش سبب نامگذاری آخرین چهارشنبه سال باشد، زیرا سوری همان سرخی است، و چهارشنبهسوری یعنی چهارشنبه سرخ و آتش.» این مطلب و مستندات هانری ماسه قابل بحث و بررسی است:
1- قیام مختار
برابر نوشته طبری، تصمیم مختار بر آن بود تا در ماه محرم سال 66.ق در كوفه قیام كند، ولی به تعویق افتاد و به پنجشنبه 14 ربیعالاول موكول شد. با وجود این، به سبب قتلی كه ابراهیم اشتر، یكی از یاران مختار، در شب چهارشنبه مرتكب شد، یك شب به جلو افتاد. ابراهیم به نزد مختار آمد و گفت: «ما برای قیام، شب پنجشنبه را وعده نهادهایم، اما با حادثهای كه شد، باید همین امشب قیام كرد. مختار گفت: خدایت مژده نیك دهاد. این فال نیك باشد، و انشاءالله این آغاز فتح است. آنگاه گفت: ای سعید، پسر منقذ، برخیز و آتش در نیزار بیفروز، و آن را برای [آگاهی] مسلمانان بلند كن. تو نیز ای عبدالله، برخیز و بانگ بزن: ای منصور [نصرت و پیروزییافته] بیا. تو نیز پسر فیل، و تو نیز قدامه، پسر مالك، برخیزید و بانگ بزنید: ای خونیهای حسین. آنگاه گفت... زره و سلاح مرا بیاورید...»(1) معلوم میشود كه آتشافروزی در نیزار انجام گرفت و بر پشتبامها نبود. به علاوه، این اقدام، با جنبهی اطلاعرسانی، احتمالاً ریشه در فرهنگ ایرانی داشته، و مصداقی برای برپایی جشن نبوده است. وانگهی، روز چهارشنبه 14 ربیعالاول سال 66 قمری، مقارن با 19 اكتبر 685 میلادی، برابر 4 آبان سال شمسی، واقعی بوده و در این روز مناسبت یا جشن خاصی در نزد پارسیان نبوده كه بتواند موجب تثبیت شبانگاه قیام مختار، در تقویم شمسی ایرانیان شود. بنابراین، قیام مختار نمیتواند مبداء مراسم چهارشنبه سوری باشد.
2- شب سوری در بخارا
هانری ماسه، در حاشیه مطلب، اشاره جهانگردان قدیم به چهارشنبهسوری را، از قول نرشخی (صاحب تاریخ بخارا، در قرن چهارم)، در این وجه نقل كرده است: شب چهارشنبهسوری، بنابر رسم دیرین، آتش مفصلی روشن میكنند. این مطلب نادرست نقل شده، زیرا در متن تاریخ بخارا، ذكری از «چهارشنبهسوری» نشده، بلكه صحبت از «شب سوری» است. علاوه بر این، نتیجهگیری هانری ماسه، مبنی بر آنكه برپایی این مراسم در قدیم، از جمله در بخارا، در چهارشنبه آخر سال انجام شده، نادرست است. احتمالاً این نتیجهگیری هانری ماسه، مبتنی بر باورهای شایع در عصر قاجاریه است.
شكلگیری مراسم چهارشنبهسوری: بعد از اسلام تا عصر حاضر، مواردی را سراغ داریم كه چون خلیفه یا سلطانی ظالم به قتل رسیده، یا بركنار شده و مخصوصاً اگر شخصیتی عادل و مردمی جای او را گرفته است، ایرانیان مسرور شده، و گاهی با برپایی جشن و اجتماعات، آتش برافروخته، و به نثار نقل و شیرینی و گل و زعفران میپرداختهاند. ریشه این مراسم، در همان آیینهای باستانی و جایگاه رفیع آتش و نور، و واقعه پیروزی فریدون بر ضحاك نهفته است. اگر تاریخ ایران اسلامی را مرور كنیم، و در جستجوی شخصیتی با خصوصیات ضحاك، برآییم، میتوانیم مبداء شكلگیری مراسم چهارشنبهسوری را بیابیم. نگارنده، پس از سالها بررسی، به این نتیجه رسیده كه این شخصیت همان متوكل، خلیفه عباسی، بوده و شبانگاه قتل او منشأ پیدایی این مراسم شده است. براین اساس، پارهای از خصوصیات و اقدامات متوكل و نیز خصلتهای منتصر، جانشین و فرزند او، را مورد بررسی قرار میدهیم، تا شباهتهای آنان با ضحاك و فریدون آشكار شود. سپس، موقعیت تقویمی شبانگاه قتل متوكل و تقارن آن با ایام فروردگان را مشخص میكنیم؛ تقارنی كه تداعیكنندهی روز پیروزی فریدون بر ضحاك نیز بوده است.
اقدامات نامردمی
در منابع تاریخ – با همه معاذیری كه مورخان و نویسندگان در عصر خلفای عباسی داشتهاند – مطالب زیادی از بیدادگریهای متوكل و اقدامات او در جهت براندازی برخی از آداب و سنن، و برافكندن درختان و اماكن مقدس و نیز قتل و غارتهای بیحساب او ثبت شده، از آن جمله است:
الف) احمد بن نصر خزاعی، از مبارزان شیعی مخالف عباسیان، به دار آویخته شد. چوبهی دار او 5 سال در عصر متوكل بر پا بود. مردمان در پای چوبهی دار او تجمع و دعا میكردند. برابر نوشته طبری: در سال 237، متصدی برید بغداد خبر عامه را به متوكل نوشت كه فراهم میشدند و به جنازه احمد بن نصر و دار سر وی دست میمالیدند... پس متوكل دستور داد نامهای به عبدالله بن طاهر بنویسند، كه فراهم آمدن عامه و جنبش در اینگونه چیزها را مانع شود.(2)
ب) مطابق نوشته بلاذری، مسجد ربیع بن خیثم در قزوین معروف بود. و درختی منسوب به ربیع داشت «كه عوام برای تبرك به آن دست میكشیدند... در عهد خلافت متوكل، عامل او طاهر بن عبدالله طاهره آن درخت را از بیم فریفته شدن مردم بدان، قطع كرد.»
ج) محمد بن بعیث مرندی، از مخالفان متوكل، در سال334، در شهر مرند به مبارزه پرداخت. متوكل هزاران سوار به مرند فرستاد. لشكریان جنگلهای طبیعی پیرامون شهر را نابود كردند و نزدیك به یكصد هزار درخت را بریده بودند، به جز درختان جنگلها.(3)
د) قطع سرو كاشمر كه، به نوشته مورخان، دستكاشت زردشت در كاشمر بود. به قول ابوالحسن بیهقی، در سایه آن درخت زیادت از ده هزار گوسفند قرار گرفتی و ایرانیان در سایه آن فراهم میآمدند، و ولیمه و نذورات و تنقلات توزیع میكردند. متوكل دستور داد این درخت را ببرند، و شاخههای آن را به بغداد برند.
هـ) ویران كردن مرقد امام حسین(ع) كه دستور داد آنجا را درهم كوبند و خیش بزنند و بذر بپاشند، و مردم را از رفتن به نزد آن ممنوع دارند. مردمان این كار را بر وی عیب كردند و غمناك شدند از این كار ناپسند.(4)
و) دشمنی با آل ابوطالب و شیعیان: ابن اسفندیار كاتب مینویسد: «متوكل وزیری داشت كه ناصبی مذهب بود و همیشه بر سفك دماء [ریختن خون] آل رسول علیهالسلام، او را تحریص كردی.(5) ابن خلدون مینویسد: «چهبسا ندیمان متوكل، در مجلس او، زبان به نكوهش علی میگشودند.» عوفی مینویسد: «هیچ كس بر اولاد امیرالمؤمنین آن استخفاف نكرد كه متوكل. او در دشمنی امیرالمؤمنین علی مبالغت عظیم نمودی، و او را ابوتراب خواندی(6) و، به توصیه علی بن جهم، شاعر و ندیم خود، امام علیالنقی(ع) را در مقابل شیران درنده قرار داد. لسترنج، پژوهشگر انگلیسی، مینویسد: «این خلیفه همواره مورد كینه شیعیان بوده و گذشت زمان از آن نكاسته است.(7)
تعصبات مذهبی و مبارزه با اندیشه و بیان
تعصبات مذهبی متوكل مبتنی بر دینداری و تقوا نبود، بلكه برای مخالفت با آل رسول و سركوب شیعیان و مبارزه با سنتها و مراسم و آیینهای عناصر ایرانی- زردشتی و مسیحی اتخاذ شده است. به همین دلیل، قیامهای مختلفی در قلمرو فرهنگ ایرانی، چون خراسان، آذربایجان، ارمنستان و غیره اتفاق افتاد. در اینجا، به برخی از اقدامات و رفتارهای تعصبآمیز متوكل اشاره میكنیم: او بحث دربارهی قرآن را ممنوع، و امر به تقلید كرد. به نوشته یعقوبی، متوكل مردم را از بحث درباره قرآن نهی كرد. صاحب تاریخ سیستان میگوید: «متوكل فرمان داد در خطبهها یاد كنند كه هر كس خلق قرآن گوید، كافر است!» به نوشته مسعودی: «متوكل با معتقدات مأمون و معتصم و واثق مخالفت كرد و جدل و مناظره درباره عقاید را منع نمود، و مجازات داد، و امر به تقلید كرد.(8) حمدالله مستوفی میگوید: «متوكل با اهل شیعه تعصب داشتی.» در زمستان سال 237، مردم ارمنیه، بر ضد عامل متوكل، به پا خاستند. اما وی بر آنها غلبه یافت، و مردان را برهنه از شهر بیرون كرد. «بسیاری از آنها جامههای خویش را درآوردند، و بیپاپوش گریختند كه بیشترشان از سرما مردند، و انگشتان جمعی از آنها بیفتاد، اما نجات یافتند.»
خرجها و خوشگذرانیها
طبق نوشتهی اكثر مورخان، متوكل كاخهای مجلل و بس عظیم بنا كرد. به قول یعقوبی، اموالی هنگفت هزینه آنها نمود. از جمله [قصرهای شاه] شبداز، بدیع، غریب و برج كه یك میلیون و هفتصد هزار دینار [طلا] هزینه آنها ساخت. همو میگوید: «شهر جعفریه را در سه فرسخی كاخهای سامره بنیاد نهاد، و در آن شهر قصری بنا كرد كه مانند آن هرگز شنیده نشده. «یعقوبی از چگونگی اخذ مال و زر، برای ساختن این كاخها، كه با شكنجه اخذ میشده و گاهی به مرگ میانجامیده، سخن گفته است.(9) ثعالبی وصف جشن متوكل، به منظور ختنهسوران پسرش، را نقل كرده و هزینههای آن و سكههای طلای بیحسابی كه بین بزرگان و فرماندهان و همدمان و مرتبهداران خلیفه توزیع شده هنگفت بر شمرده است. به نوشته طبری، متوكل در شبانگاه قتلش، 14 رطل شراب نوشیده بود!
تغییر موقع نوروز
ایرانیان همواره به آیینها و سنتهای كهن خویش علاقه و توجهی بلیغ داشتند و مخصوصاً در برپایی جشن و مراسم نوروزی اهتمامی فوقالعاده نشان میدادند و بیگمان در مقابل هرگونه تغییری در اینگونه آیینها، مقاومت میكردند. اما متوكل چنین كرد و علت این اقدام را تقارن موقع نوروز با مراسم برداشت اعلام كرد.
باورها و بلایا
مطابق برخی شواهد و مستندات تاریخی، به پندار عامه، تناسبی بین عدالت مستولی بر جوامع بشری، با فراوانی نعمت و رحمت خداوندی برقرار است، و چون ظلم حاكم باشد، خشم پروردگار به صورت بلایای طبیعی تجلی پیدا میكند. در دوره 14 ساله خلافت متوكل، بلایا و آفات فراوانی نازل شده، از آن جمله است: به نوشته طبری، در سال 235، آب دجله به مدت سه روز به زردی گراید، كه مردم به سبب آن هراسان شدند. همو میگوید: در همین سال، محمود نیشابوری ادعای پیامبری كرد. در سال 241، در بغداد، بیماری چارپایان رخ داد و اسبان و گاوان هلاك شدند. در شعبان سال 242، زلزلههای هولانگیزی در قومس رخ داد و 45096 تن جان دادند و در فارس و خراسان زلزلهها بود و صداهای ناهنجار. در یمن نیز نظیر آن بود. در دیار مغرب زلزله شد، چندانكه قلعهها و منزلها و پلها ویران گردید... مردم تنیس [از شهرهای مصر] ضجهای دايم و هولانگیز شنیدند كه مردم بسیار از آن بمردند و خبر آمد كه در كوچهای در ناحیه بلخ خون تازه بارید.(10)
شبانگاه قتل متوكل و تقارنها
اكثر مورخان قدیم، موقع قتل متوكل – به دستور فرزندش منتصر، به دست غلامان – را در شبانگاه روز 3 شوال سال 247 قمری متذكر شدهاند. طبری میگوید: «متوكل شب چهارشنبه كشته شد. لختی پس از تاریك شدن شب، چهار روز رفته از شوال. به قولی شب پنجشنبه كشته شد.»(11) یعقوبی و مسعودی نیز موقع قتل متوكل را شبانگاه 3 شوال متذكر شدهاند، اما در سهشنبه و چهارشنبه آن اختلاف دارند. برابر جداول تقویم تطبیقی (ص50)، روز 3 شوال 247، چهارشنبه بود كه شبانگاه آن، شب پنجشنبه 4 شوال، قابل تبیین است. موقع قتل متوكل، یعنی چهارشنبه شب، یا شب پجشنبه 4 شوال، مقارن با شب اول ماه مهر در سال خراجی او، و مطابق نخستین شبانگاه ایام فروردگان (یعنی26 آبان) در سال شمسی عرفی پارسیان، و برابر 21 آذرماه سال شمسی واقعی، و 11 دسامبر 861 میلادی بوده، كه 271 روز از آغاز بهار گذشته است.
بیگمان خیلی دیر، خبر قتل متوكل به بلاد دوردست رسیده، و موقع آن چهارشنبه ایام فروردگان ابلاغ شده است. بر این اساس موقع قتل متوكل در شبانگاه چهارشنبه ایام فروردگان در سال عرفی ایرانیان تثبیت شده است. از سوی دیگر، چون موقع قتل، مقارن شبانگاه روز اول مهر در سال خراجی ابداعی او بوده، پیروزی فریدون بر ضحاك مصداق پیدا كرده است، یا برای مردمان بغداد و نواحی آن – كه غالباً با فرهنگ ایرانی بودند – تداعی شده است؛ به همین دلیل، به پیروی از سنتهای كهن ایرانی، آتش افروخته و جشن گرفتهاند. چرا كه ابوریحان بیرونی، به استناد منابع كهن، مینویسد: «مهرماه روز اول آن هرمزد روز؛ و روز شانزدهم مهر است، كه به مهرگان معروف است... این روز را ایرانیان بزرگ داشتهاند؛ آن شادمانی و خوشی است كه مردم شنیدند فریدون خروج كرده.(12) ایرانیان، به پیروی از سنتهای كهن، در جشن و شادمانیها آتش میافروخته و چراغانی میكردهاند؛ به خصوص كه موقع قتل متوكل با شبانگاه 21 ماه آذر، در سال شمسی واقعی ایرانیان، تقارن داشته كه تداعیگر آتش (آذر) بود. كه به قول ابوریحان بیرونی: «روز بیست و یكم رام روزی است كه مهرگان بزرگ باشد؛ و سبب این عید آن است كه فریدون بر ضحاك ظفر یافت.» در نخستین سالگرد شبانگاه قتل متوكل، یعنی چهارشنبه ایام فروردگان، و تقارنهای مزبور معنای بیشتری پیدا كرده است؛ چرا كه چهارشنبه شب ایام فروردگان، در اولین سالگرد قتل متوكل با شبانگاه روز اول خمسه مسترقه (یعنی یك روز بعد از 30 آبان، و چهار روز مانده به اول ماه آذر) در سال عرفی پارسیان مقارن شده، كه با 5 مهرماه سال خراجی متوكل، و 26 آذرماه سال شمسی واقعی قدیم و 16 دسامبر سال 862 میلادی مطابق بوده، یعنی 271 روز از آغاز بهار سپری شده است. چنین تقارنهایی در نخستین شبانگاه چهارشنبه قتل متوكل در ایام فروردگان موجب تثبیت موقعیت قتل او در سال شمسی عرفی پارسیان و بعداً نیز در سال شمسی واقعی قدیم شده، و پس از نقل خمسه مسترقه به پایان اسفند این چهارشنبه جای خود را در آخر سال باز كرده است.
به عقیده نگارنده، كلمه «سوری» در اینجا معنای سرخی و آتش ندارد، بلكه ایرانیان هوشمند معنا و مبنای موضوعی این جشن را، در ماهیت حرفی آن (سور+ی) گنجاندهاند. زیرا كلمه سوری به حساب ابجد برابر 276 است. كلمه رمزی سوری كه برای ماندگاری و تثبیت شبانگاه چهارشنبه موقع قتل متوكل، در تقارن یا قرین با روزهای 266 تا 276 سال شمسی واقعی (كه عامه، مخصوصاً كشاورزان، به لحاظ تعیین موقع كاشت و موسم برداشت و فصول آن را نگاه میداشتند) اتخاذ شده است، تا موقع دقیق آن در سالهای بعد از یاد نرود. چرا كه عموم میتوانستند، با ملاك قراردادن عدد 266، به مفهوم تعداد روزهای سپری شده از بهار، شبانگاه چهارشنبه سالگرد قتل متوكل را، در ایام فروردگان سال عرفی مشخص كنند، و مراسم سوری را بر پا دارند.
نگارنده، با بررسیهایی كه انجام داده، بر این گمان است كه تغییر مجدد موقع نوروز، توسط معتضد خلیفه عباسی، در سال 284 قمری، تنها به منظور بر هم زدن تقارنهای مزبور با شب قتل متوكل انجام گرفته، زیرا او جای نوروز خود را روز 11 حزیران (11 ژوئن سال 897 میلادی)، یعنی 6 روز قبل از موقع نوروز متوكل، تعیین كرد؛ اما بحث دراینباره از حیطه مقاله حاضر خارج است. یعقوبی میگوید: «بیعت با منتصر در همان شبی كه پدرش متوكل كشته شد، یعنی شب چهارشنبه [درست آن چهارشنبه شب]، به انجام رسید.» طبری میگوید: «وی نخستین خلیفه از بنیعباس بود كه قبرش شناخته بود.» همو میگوید: منتصر، علی بن حسین عباسی را والی مدینه كرد، و بدو گفت: «تو را سوی گوشت و خونم میفرستم، و پوست ساق دست خویش را كشید و گفت: تو را سوی این میفرستم، بنگر چگونه با آنها رفتار میكنی، منظورش خاندان ابوطالب بود.»(13) مسعودی مینویسد: «منتصر مردی پرتحمل و خردمند و نكوكار و خیردوست و بخشنده و ادیب وعفیف بود، و به اخلاق والا و انصاف و حسن معاشرت پایبند بود... پیش از خلافت منتصر، خاندان ابوطالب در محنتی بزرگ بودند، و جانهایشان در خطر بود. از زیارت قبر حسین(ع) و سرزمین عزای كوفه ممنوع بودند و دیگر شیعیان آنها را نیز از حضور در این جایها بازداشته بودند؛ و این به موجب فرمانی بود كه متوكل به سال236 داده بود... و كار [آنان] چنین بود تا منتصر به خلافت رسید. و او مردمان را امان داد، و گفت از خاندان ابوطالب دست بدارند، و در تعقیب ایشان نباشند؛ و كسی را از زیارت قبر حسین (رضی الله عنه) در حیره و دیگر قبور آل ابیطالب منع نكنند و بگفت تا [میراث] فدك را به فرزندان حسن(ع) و حسين(ع) پس دادند. و اوقاف آل ابوطالب را رها كردند؛ و معترض شیعه ایشان نشد، و آزار از ایشان برگرفت. ابن مهلبی كه شیعه خاندان ابوطالب بود، درباره محنت شیعه روزگار میگوید: با طالبیان پس از آنكه مدتها مورد مذمت بودند، نكویی كردی و الفت هاشمیان را تجدید نمودی، كه از پس دشمنی دوست شدند. آرامشان كردی، و بخشش دادی تا كینهها را از یاد ببرند. اگر گذشتگان بدانستندی چگونه با آنها نیكی كردهای، میدیدند كه كفه حسنات تو از همه سنگینتر است.» مسعودی میافزاید: «منتصر با رعیت انصاف داشت و، با وجود مهابت، دل خاص و عام متمایل او شد.»(14)
از تقارنهای تقویمی گفتگو كردیم، تقارنهای شخصیتی فریدون و ضحاك، برای مسلمانان با فرهنگ ایرانی، در وجود منتصر و متوكل مصداق پیدا كرده؛ و شبانگاه قتل متوكل و جانشینی منتصر، در چهارشنبهسوری و مراسم آن تجلی یافته است. این نكته را باید یادآور شد كه جشن چهارشنبهسوری، در نواحی دوردست خراسان برپا میشده كه در منابع كمتر سخن رفته است. ظاهراً ایرانیان اهل تسنن رغبت بیشتری به برپایی این مراسم داشتهاند، از آن جمله سامانیان كه نرشخی آن را ثبت كرده، و نیز ملك شاه حسین سیستانی از برپایی «جشن چهارشنبهسوری» در سال 993 قمری توسط ملوك سیستان خبر داده است.(15)
پینوشتها:
1. تاریخ طبری، ص3301.
2. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص6041.
3. همان، ص 6010.
4. مجملالتواریخ و القصص، از مؤلفی ناشناخته، به كوشش ملك الشعرا بهار، ص360.
5. ابن اسفندیار كاتب، ص224.
6. سدیدالدین محمد عوفی، جوامع الحكایات، چاپ افست، ص 33.
7. لسترنج، سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، ص 85.
8. التنبیه و الاشراف، ص 406، همو، مروج الذهب، ج2، ص 700.
9. تاریخ یعقوبی، ج2، ص 522.
10. تاریخ طبری، ص 6024، 6033 و 6051 و...
11. همان، ص6084.
12. مسعودی، مروج الذهب، ج2، ص526؛ همو، التنبیه والاشراف، ص345؛ تاریخ یعقوبی، ج2، ص522.
13. تاریخ طبری، ص15- 6114 به اختصار.
14. مروج الذهب، ج2، ص2-541،544.
15. ملك شاه حسین بن ملك غیاثالدین سیستانی، احیاء الملوك، به كوشش دكتر منوچهر ستوده، ص249.
(به نقل از روزنامه «اطلاعات»، 24/12/1383، با تلخيص.)

و اظهار داشت : برای آن که مجموع پول های پرداخت شده و درآمدهای کسب شده در صنعت جهانی فناوری اطلاعات با درآمد سال ۲۰۰۸ میلادی برابری کند، باید تا سال ۲۰۱۲ منتظر ماند. ادامه یافتن جریان بحران اقتصادی و به دنبال آن، کاهش سرمایه گذاری ها باعث شد صنعت جهانی IT در سال ۲۰۰۹ بدترین سال خود را در طول تاریخ تجربه کند.
بین سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ میلادی مجموع پول های پرداخت شده در صنعت جهانی IT برای خرید کالا یا خدمات جدید ۲/۵ درصد کاهش یافت و در مقابل پیش بینی شد که در سال ۲۰۱۰ میلادی بیش از نیمی از بودجه شرکت های فناوری کاسته شود.
از بین بخش های مختلف این صنعت، بیشترین ضرر به بخش سخت افزار تحمیل شد. میزان فروش سخت افزارهای رایانه ای در سال ۲۰۰۹ با کاهش ۱۶ /۵درصدی نسبت به سال قبل به ۳۱۷ میلیارد دلار رسید و پیش بینی شد که این رقم در سال ۲۰۱۰ میلادی نیز سیر خطی را دنبال کند.

به گزارش ماهنامه تحلیل گران عصر اطلاعات سال ۲۰۰۹ هر چند با همه بدی ها و خوبی ها برای صنعت فناوری اطلاعات ۳۶۵ روز خود را سپری کرد و این سال با رکود اقتصادی جهانی همراه بود و مشکلات زیادی را به شرکت های مختلف تحمیل کرد، اما با تحولات قابل ملاحظه ای در حوزه نرم افزار هم همراه بود.
تولد ویندوز ۷ توانست طی ۳ هفته، ۴ درصد از بازار سیستم های عامل رایانه ای را از آن خود کند و با موفقیت خیره کننده خود، ارزش سهام مایکروسافت را افزایش دهد.
در حالی که در گذشته ویندوز ویستا پس از گذشت ۶ ماه از عرضه به بازار توانست ۴ درصد بازار را در دست بگیرد.
به گفته کارشناسان، طی چند هفته اول از ورود ویندوز ۷ به بازار فروش رایانه های شخصی در جهان ۹۵ درصد رشد کرد و پیشنهادهای وسوسه انگیز مایکروسافت از جمله تبدیل ویندوز XP به ویندز ۷ و تخفیف های عمده به هنگام فروش ویندوز از مهم ترین مسائلی بود که باعث این رشد شد.در حال حاضر در بازار سیستم های عامل رایانه ای، اپل مکینتاش ۵ /۷درصد و لینوکس ۹۶/۰ یعنی کمتر از یک درصد بازار را در اختیار دارند، در حالی که نسخه های متنوع ویندوز به طور کلی ۹۲/ ۵درصد از بازار را در اختیار گرفته و مایکروسافت را به حاکم بی منازعه این عرصه تبدیل کرده است.
گفته می شود که ویندوز ویستا در ۳۰ ژانویه ۲۰۰۷ و هم زمان با تعطیلات سال جدید میلادی وارد بازار شده بود و این اتفاق توانست فروش آن را افزایش دهد. زیرا به طور کلی فروش محصولات مختلف فناوری در ماه ژانویه بیشتر از دیگر ماه های سال است.

اما هم اکنون که نزدیک ۲ ماه از تولد ویندوز ۷ (البته به صورت رسمی) – توجه داشته باشید ویندوز 7 به صورت رسمی از ابتدای سال 2007 ارائه گردید – به عنوان قدرتمندترین و پیشرفته ترین نسخه سیستم عامل مایکروسافت می گذرد،هنوز بسیاری از کاربران موفق به استفاده از این سیستم عامل نشده اند.
در این میان، مرکز Ronald Reagan نظرسنجی جدیدی درباره میزان رضایت مندی کاربران از ویندوز ۷ نسبت به نسخه های قبلی این سیستم عامل انجام داده که نتایج آن مدیران مایکروسافت را امیدوارتر کرده است. به گفته کارشناسان این مرکز، پیش از ورود سیستم عامل ویندوز ۷ به بازار، ۴۶ درصد شرکت کنندگان در این نظرسنجی از ویندوز ویستا استفاده می کردند، ۳۲ درصد هم چنان صاحب ویندوز XP بودند، ۱۷ درصد این افراد به میزان مساوی از ۲ سیستم عامل ویستا و XP بهره می بردند و ۵ درصد هم سیستم عامل هایی غیر ویندوز را روی رایانه خود نصب کرده اند.
ادامه دارد...
برگرفته از : آفتاب
|
نزديک به دو دهه نيز از روند روبه رشد توليد تک محصول جهاني اين منطقه يعني سيب درختي مي گذرد به گونه اي که "سيب سرخ و طلايي" سميرم مدتهاست زبانزد خاص و عام شده است.
اما برخي عوامل از جمله بروز خشکسالي هاي مداوم، کشاورزان اين منطقه را همچون برخي مناطق ديگر استان با مشکلاتي مواجه کرده است.
يکي از دغدغه هاي ناشي از خشکسالي سال گذشته، عدم استمهال وامهاي باغداراني است که اقدام به دريافت تسهيلات از بانک کشاورزي کرده اند.
شلوغي شعب بانک کشاورزي سميرم بويژه شعبه مرکزي اين بانک و مراجعه روزمره و پي درپي باغداران متقاضي تمديد بازپرداخت تسهيلات، گوياي وضعيت استمهال نشدن وام ها ي کشاورزان است.
کشاورزاني که در مراجعه به بانک تا به امروز فقط اين جواب را مي شنوند "هنوز از استمهال وام ها خبري نيست".
نماينده اين شهرستان اواخر آبان ماه 88 در مصاحبه با خبرنگار ايرنا از ابلاغ بخشنامه استمهال تسهيلات کشاورزان خبرداد اما به فاصله هشت روز و از زبان مدير امور شعب بانک هاي کشاورزي اصفهان اين گونه بيان شد که "اعتباري به منظور استمهال وام کشاورزان نداريم".
مدير کل ستاد مديريت بحران اصفهان نيز اواسط دي ماه در فرمانداري سميرم گفت: هنوز اعتباري براي استمهال وام ها به استان اصفهان تخصيص داده نشده است.
بااين حال مدير کل ستاد مديريت بحران اصفهان قول داد تا دو هفته آينده با پيگيري اين موضوع اين مشکل را رفع کند.
رييس بانک کشاورزي سميرم نيز به خبرنگار ايرنا گفت:ما همه روزه جوابگوي مراجعات مردم که خواهان تمديد وام هايشان هستند، هستيم.
خسرو رنجبر تصريح کرد:اين مراجعات بيانگر فشار وارده مضاعف بر باغداران است که سرمايه و زندگيشان وابسته به زراعت و باغباني است.
نماينده مردم سميرم در مجلس نيز با بيان ضرورت تخصيص اعتبار براي استمهال وامها يادآور شد: در آبان 88 بخشنامه استمهال به بانک ها ابلاغ شد.
بهروز جعفري با اشاره به اينکه سقف تعيين شده براي استمهال 100 ميليون ريال است خاطرنشان کرد: بسياري از کشاورزان بعد از مراجعه به بانک اينطور جواب مي گيرند که " وقتي پول نيست چگونه وام را تمديد کنيم ".
به گفته وي، هيچ رييس بانکي حق ندارد به بهانه اينکه کشاورزي نتوانسته ديرکرد تسهيلاتش را بپردازد براي او اخطاريه صادر کند.
اين عضو کميسيون فرهنگي مجلس افزود:بخشي از اعتبار مورد نياز استمهال وام ها در استان تامين شده است و براي تامين مابقي اين اعتبار بايد منابع شناسايي و هرچه زودتر به بانک کشاورزي تحويل شود.
مدير امور شعب بانک هاي کشاورزي استان اصفهان نيز در پاسخ به پرسش خبرنگار ايرنا در سميرم افزود: هنوز اعتباري براي استمهال وام ها به اين بانک تحويل نشده است.
حبيب الله نيکزادي پناه با بيان اينکه نياز استان اصفهان براي تمديد وام کشاورزان مبلغي افزون بر" 500 ميليارد ريال" است اضافه کرد: اينکه از زبان نماينده سميرم گفته شده بخشي از اعتبار استمهال تامين شده قريب به يقين همان اعتبار 48 ميليارد ريال استان است که از آن هم خبري نيست.
وي ادامه داد: قرار بود اين اعتبار اندک با توافق بين بانک کشاورزي استان اصفهان و سازمان جهاد کشاورزي به بانک تحويل شود که هنوز به ما تحويل نشده و اگر هم به بانک ابلاغ شود بسيار ناچيز است و جوابگوي يک نقطه استان هم نيست.
به گفته اين مسوول اقتصادي استان اصفهان، در سومين سفر هيات دولت به استان هم بر اين موضوع تاکيد شد و دکتر کامران نيز با کسب موافقت از وزير جهاد کشاورزي و بانک مرکزي به شدت پيگير اين موضوع بود.
مدير امور شعب بانک هاي کشاورزي اصفهان در مورد اينکه هيچ رييس بانکي حق دادن اخطاريه را ندارد تصريح کرد: بانک کشاورزي همواره يار و ياور کشاورزان است و خواهد بود.
نيکزادي پناه افزود: ما همانطور که از يک سو بايد پيگير پرداخت تسهيلات به کشاورزان باشيم از سوي ديگر نيز موظف به پيگيري تامين مطالبات بانک مطابق قانون هستيم.
وي با اشاره به تلاش هاي مسوولان استان و بويژه نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي گفت: همه موارد مطرح شده از طرف نماينده سميرم و خود بانک به تهران منتقل شده است.
مدير امور شعب بانک هاي کشاورزي اصفهان از نمايندگان مجلس خواست به صورت جدي و سريع اين موارد را بازگو و موجبات خرسندي کشاورزان را فراهم کنند.
شهرستان سميرم داراي 36 هزار هکتار باغ و زمين زراعي با توليد " 13 در صد سيب درختي کشور" در سال هاي عادي به ميزان بيش از 340 هزار تن است.
برگرفته ازوبلاگ:رفته از یاد
سميرم با حدود 5800 كيلومتر مربع وسعت در 160 كيلومتري جنوب غرب اصفهان واقع است. اين شهرستان، سابقهاي ديرينه در توليد سيب درختي دارد و محصول سيب، با اقتصاد اين منطقه عجين شده است. توليد سيب در اين شهرستان نقش بسزايي در اقتصاد مردم منطقه دارد، به طوري كه بيشتر مردم سميرم از راه توليد سيب درختي امرار معاش ميكنند. 90 درصد سيب توليدي در منطقه سميرم از نوع ردوگلاب و بقيه از نوع سلطاني، گلاب اصفهان و گلاب كهنز است. اين محصول به سبب عطر و طعمي خاص و ماندگاري خود علاوه بر اينكه مورد پسند بازارهايي داخلي است، همواره در كشورهاي حوزه خليج فارس خريدار دارد. وجود بيش از 36 هزار هكتار باغ سيب در اين شهرستان، نشان ميدهد كه نيمي از باغهاي استان اصفهان فقط در شهرستان سميرم قرار دارد. باغداران اين منطقه هر سال 15 درصد سيب درختي مورد نياز داخل كشور را تامين ميكنند. آخرين ركوردي كه با باغداران سميرمي در سالهاي قبل از خشكسالي در توليد سيب درختي به خود اختصاص دادند، توليد 350 هزار تن محصول است. اين شهرستان طي چند سال اخير با خشكساليهاي پيدرپي رو به رو شد. مدير جهاد كشاورزي سميرم در زمينه اقدامهاي انجام گرفته براي كاهش خسارت به باغداران سميرم گفت: براي جلوگيري از نابودي درختان كه سرمايه اصلي باغداران محسوب ميشود، امسال فقط براي آبياري سيار با به كارگيري 350 دستگاه تانكر آبرسان 30 ميليارد ريال هزينه شد.
همت علي انصاري اضافه كرد: اين مديريت اقدامهاي ديگري نيز براي جلوگيري از نابودي باغهاي اين منطقه انجام داد. همچنين غلامرضا قائديها فرماندار سميرم گفت: اين هزينهها از اعتبارات ستاد خشكسالي شهرستان تامين شده است، ولي پديده خشكسالي كه در 150 سال گذشته در اين شهرستان بيسابقه بود، تاثير خود را گذاشت و سبب شد ميزان توليد سيب درختي در سميرم به يك سوم كاهش يابد و از مرغوبيت اين محصول نيز كاسته شود. فرماندار سميرم اعلام كرد: به بخش كشاورزي اين شهرستان امسال 1200 ميليارد ريال خسارت وارد شده است.
خسارتي ديگر به باغداران
فقط اين پديده خشكسالي نبود كه به باغداران سميرم خسارت وارد كرد، بلكه كاهش تعرفه واردات ميوه از جمله سيب از سوي وزارت بازرگاني آن هم درست در زمان برداشت، باعث شد تا واردات بيرويه سيب از كشورهايي مانند شيلي و چين آغاز شود. چنين اقدامي خسارت ديگري به باغداران منطقه تحميل كرد و باغداران اين منطقه به سرنوشت شاليكاران خطه شمال دچار شدند. يكي از باغداران در اين زمينه گفت: يكي از وظايف وزارت بازرگاني تعادل بازار مصرف است تا با كاهش تعرفهها از قيمتهاي كاذبي كه واسطهها به وجود ميآورند، جلوگيري شود.
حجتالله افشاري اضافه كرد: اين وزارتخانه بايد از توليدكننده و مصرف كننده حمايت كند، ولي با چنين اقدامهايي به نظر ميرسد، جنين نيست.
او اظهار داشت: جهاد كشاورزي و مسئولان شهرستان تلاش بسياري كردند تا باغداران خسارت كمتري را از پديده خشكسالي متحمل شوند، ولي وزارت بازرگاني رشته اقدامهاي جهاد كشاورزي را پنبه كرد.
فرمانداري سميرم هم در اين رابطه گفت: هر چند وزير بازرگاني دستور خريد سيب را به صورت تضميني صادر و ابلاغ كرد و هزينه حمل صادرات سيب سميرم تا مرز را متقبل شد، ولي اين امر در زمان مناسبي انجام نگرفت.
نصف قيمت پارسال
كاهش تعرفه واردات ميوه نه فقط امسال بلكه پارسال هم انجام شد و خريداران عمده سيب درختي متحمل خسارت ناشي اين تعرفهها و فروش نرفتن سيبهاي درختي شدند. به تبع آن امسال صادر كنندگان براي اينكه به سرنوشت پارسال دچار نشوند، تمايل كمتري براي خريد سيب نشان دادند، به طوري كه سيبدرختي را به نصف قيمت پارسال خريداري كردند.
مدير جهاد كشاورزي سميرم با بيان اينكه فصل برداشت سيب در اين شهرستان از 25 شهريور تا 10 آبان ماه است گفت: خريداران عمده سيب امسال هر كيلوگرم سيب از نوع درجه يك را به قيمت 2500 ريال و سيب درجه دو را 2000 ريال از باغدار خريداري كردند و در اواخر فصل برداشت، سيبدرختي حتي به قيمت 1000 ريال نيز خريداري شد.
يكي از باغداران هم در اين زمينه اظهار داشت: به سبب اينكه انباري مجهز براي نگهداري اين حجم سيبدرختي در سميرم وجود ندارد و بلافاصله پس از برداشت سيب، فصل سرما و يخبندان و بارشهاي جوي در اين منطقه آغاز ميشود، باغداران مجبور هستند تا محصول خود را به هر قيمتي بفروشند، اين در حالي است كه هم اكنون همان سيب درجه يك سميرم در بازار اصفهان هر كيلوگرم به قيمت 10 هزار ريال فروخته ميشود.
ضرورت ساخت صنايع تبديلي
هر باغ فقط محصول درجه يك يا دو ندارد، بنابراين بايد سيبهايي كه كيفيت پايين تري دارد به واحدهاي صنايع تبديلي تحويل داده شود تا به موادي كه از ارزش بيشتري دارد تبديل شود. متاسفانه در منطقه سميرم با سابقه ديرينه در توليد سيبدرختي فقط يك واحد توليدي كنسانتره و تبديلي وجود دارد.
مدير جهاد كشاورزي سميرم با بيان اينكه امسال اين واحد با تمام ظرفيت خود كار كرده است، يادآور شد: به سبب فرسوده بودن دستگاهها، اين واحد توليد كنسانتره توانست تا نيمه فصل برداشت محصول سيب دوام بياورد.
انصاري معتقد است، اين شهرستان حداقل به پنج واحد صنايع تبديلي نياز دارد تا در زمان برداشت سيب، باغداران بتوانند سيبهايي را كه مرغوب نيست، به واحدهاي فرآوري بفروشند.
فرماندار سميرم هم در اين زمينه با اشاره به اينكه يكي از نيازهاي اين شهرستان، ساخت واحدهاي صنايع تبديلي است، خاطر نشان كرد: دولت معتقد است براي ساخت واحدهاي صنايع تبديلي بايد بخش خصوصي وارد عمل شود،ولي در شهرهاي محرومي نظير سميرم كه بخش خصوصي در آنها سرمايهگذاري نميكند،دولت بايد سرمايهگذاري كند. نبود سردخانه و واحدهاي بستهبندي هم از ديگر مشكلاتي است كه باغداران سميرمي با آن مواجهند.
علي حسين سامي از ديگر باغداران منطقه سميرم در اين زمينه با بيان اينكه نبود انبار نگهداري سيبدرختي به يك مشكل تبديل شده است گفت: باغداران اين منطقه ماهها زحمت ميكشند تا محصولي مرغوب توليدكنند، ولي در زمان برداشت و براي انبار كردن محصول خود و فروش آن در زمان مناسب بايد به شهرهاي اطراف مانند آباده (استان فارس) حمل و در سردخانه آن شهرها نگهداري كنند.
او اضافه كرد: باغداراني كه از وضع مالي مناسبي برخوردار هستند با هزينه خود سيبهاي توليدي را به شهرهاي اطراف ارسال ميكنند.
سامي به باغداراني كه درآمد كمتري دارند، اشاره كرد و گفت: آنها مجبور هستند سيبها را در كيسههاي 10 يا 20 كيلويي در گوشه خانه خود انبار كنند تا در زمان مناسب سيبها را به بازار عرضه كنند، چرا كه هزينه حمل و نگهداري سيب درختي به ديگر شهرها از هزينه توليد بيشتر است.
او يادآور شد: البته امسال استانداري اصفهان و تعاون روستايي حمايتهايي را براي خريد و حمل سيب به ديگر شهرها انجام دادهاند. به هر حال بايد در اين زمينه فكري اساسي كرد، چرا كه چنين اقدامهايي فقط بخشي از مشكلات باغداران را برطرف ميكند و لازم است زمينه استقرار واحدهاي صنايع تبديلي فراهم شود تا مشكلات باغداران در فصل برداشت سيب درختي برطرف شود. چرا كه باغداراي و كشاورزي از صنايع مهم و مولدي است كه رونق آن سبب شكوفايي اقتصاد كشور ميشود، بنابراين بايد انگيزهاي براي ادامه فعاليت كشاورزان و باغداران فراهم شود.
ويژگيهاي طبيعي - اين شهرستان در165 كيلومتري جنوب اصفهان، ميان استانهاي فارس، كهگيلويه و بويراحمد و چهارمحال وبختياري واقع شده است و مساحت آن در 5/5297 كيلومتر مربع است و منطقه اي كوهستاني است. مهمترين ارتفاعات آن رشته كوههاي دينار(قله دنا) است كه درمرز استان اصفهان و كهگيلويه و بويراحمد واقع شده است.
شهرستان سميرم داراي آب وهواي كوهستاني با زمستانهاي سرد و پربرف و تابستانهاي خشك و معتدل است. پوشش گياهي اين منطقه متنوع است و بيشتر شامل استپهاي كوهي و چمنزار و درختان جنگلي است و با اينكه براثر بي احتياطي و قطع بي رويه ازبين رفته اند، هنوز هم از مهمترين مراتع جهت پرورش دام بحساب مي آيند. دو چشمه معروف دراين شهرجريان دارد،به نامهاي چشمه خوانساروچشمه خانعلي كه داراي آبي گواراوزلال مي باشند. رودخانه هاي معروف سميرم، عبارتنداز: ماربر، ونك، شمس آباد و حناكه همگي سرانجام ويكجابه رود خرسان ملحق مي شوند.
ازمناظر ديدني اين منطقه آبشارمعروف آن است و همچنين تخت سليمان، آب ملخ، دهات پادنا و ديگرديدگاههاي طبيعي كوهستاني را مي توان نام برد.
ويژگيهاي انساني
درباره وجه تسميه سميرم مطالب مختلفي نقل شده است از همه معروفتر گويند بعلت آب و هواي سرد به اين منطقه سميران گفته اند(زميران ) كه بعدها به سميرم تبديل شده و بمعناي سردسير است. جمعيت اين شهرستان درسرشماري سال 1370 ، 85000 نفر بوده است. اين شهرستان از دو بخش مركزي و پادنا تشكيل شده است. ايل قشقايي كه از تيره هاي مختلفي تشكيل شده اند، درهنگام ييلاق به اين منطقه آمده و با مردم ارتباط و دادوستد دارند.
ويژگيهاي اقتصادي - 60درصد مردم به كارهاي كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. موقعيت كوهستاني وآب وهواي معتدل موجب گسترش باغهاي سيب گرديده كه همه ساله مقدار فراواني به خارج از اين منطقه صادر مي گردد. بعلت زمينهاي حاصلخيز و آب كافي، محصولاتي نظيرگندم، جو ، چغندرقند و گياهان علوفه اي وحبوبات هم بدست مي آيد، اين شهرستان متاسفانه ازلحاظ صنعت فقير است، هرچندكه از لحاظ مواداوليه از امكانات بالقوه اي برخوردار مي باشد، معادن خاك نسوز پشته و خاك گچ ازمعادن اين شهرستان است. صنايع دستي كارگاهي اين شهرستان، مانند قاليبافي، گليم وجاجيم بافي شهرت دارد.
راهها- باوجود اهميت اين منطقه كه درميان سه استان وبرسرراه عشاير قرارگرفته است، ليكن تاكنون راههاي آن چندان توسعه نيافته است. هرچند پس ازانقلاب گسترش راههاا بعاد وسيعتري يافته، اما كافي بنظرنمي رسد. هم اكنون مهمترين جاده ارتباطي آن به قمشه ازشمال و بويراحمد و بهبهان ازجنوب است كه بتازگي احداث شده است .
موقعيت شهرستان سميرم
ويژگيهاي طبيعي - اين شهرستان در165 كيلومتري جنوب اصفهان، ميان استانهاي فارس، كهگيلويه و بويراحمد و چهارمحال وبختياري واقع شده است و مساحت آن در 5/5297 كيلومتر مربع است و منطقه اي كوهستاني است. مهمترين ارتفاعات آن رشته كوههاي دينار(قله دنا) است كه درمرز استان اصفهان و كهگيلويه و بويراحمد واقع شده است.
شهرستان سميرم داراي آب وهواي كوهستاني با زمستانهاي سرد و پربرف و تابستانهاي خشك و معتدل است. پوشش گياهي اين منطقه متنوع است و بيشتر شامل استپهاي كوهي و چمنزار و درختان جنگلي است و با اينكه براثر بي احتياطي و قطع بي رويه ازبين رفته اند، هنوز هم از مهمترين مراتع جهت پرورش دام بحساب مي آيند. دو چشمه معروف دراين شهرجريان دارد،به نامهاي چشمه خوانساروچشمه خانعلي كه داراي آبي گواراوزلال مي باشند. رودخانه هاي معروف سميرم، عبارتنداز: ماربر، ونك، شمس آباد و حناكه همگي سرانجام ويكجابه رود خرسان ملحق مي شوند.
ازمناظر ديدني اين منطقه آبشارمعروف آن است و همچنين تخت سليمان، آب ملخ، دهات پادنا و ديگرديدگاههاي طبيعي كوهستاني را مي توان نام برد.
ويژگيهاي انساني -درباره وجه تسميه سميرم مطالب مختلفي نقل شده است از همه معروفتر گويند بعلت آب و هواي سرد به اين منطقه سميران گفته اند(زميران ) كه بعدها به سميرم تبديل شده و بمعناي سردسير است. جمعيت اين شهرستان درسرشماري سال 1370 ، 85000 نفر بوده است. اين شهرستان از دو بخش مركزي و پادنا تشكيل شده است. ايل قشقايي كه از تيره هاي مختلفي تشكيل شده اند، درهنگام ييلاق به اين منطقه آمده و با مردم ارتباط و دادوستد دارند.
ويژگيهاي اقتصادي - 60درصد مردم به كارهاي كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. موقعيت كوهستاني وآب وهواي معتدل موجب گسترش باغهاي سيب گرديده كه همه ساله مقدار فراواني به خارج از اين منطقه صادر مي گردد. بعلت زمينهاي حاصلخيز و آب كافي، محصولاتي نظيرگندم، جو ، چغندرقند و گياهان علوفه اي وحبوبات هم بدست مي آيد، اين شهرستان متاسفانه ازلحاظ صنعت فقير است، هرچندكه از لحاظ مواداوليه از امكانات بالقوه اي برخوردار مي باشد، معادن خاك نسوز پشته و خاك گچ ازمعادن اين شهرستان است. صنايع دستي كارگاهي اين شهرستان، مانند قاليبافي، گليم وجاجيم بافي شهرت دارد.
راهها- باوجود اهميت اين منطقه كه درميان سه استان وبرسرراه عشاير قرارگرفته است، ليكن تاكنون راههاي آن چندان توسعه نيافته است. هرچند پس ازانقلاب گسترش راههاا بعاد وسيعتري يافته، اما كافي بنظرنمي رسد. هم اكنون مهمترين جاده ارتباطي آن به قمشه ازشمال و بويراحمد و بهبهان ازجنوب است كه بتازگي احداث شده است .
شهر سميرم در جنوب اصفهان به طول جغرافيايي 51 درجه و 34 دقيقهشرقي و 31درجه و 25دقيقه عرض شمالي قراردارد و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا2500 متر است. كه به همين دليل به بام ايران معروف است.
سميرم شهري است كوهستاني كه درمنطقه كوهستاني زاگرس شرقي واقع است و اطراف آنارتفاعاتي محصورنموده اند. منظره شهر كوهستاني و پر درخت وزيباست. يك قسمت شهر در بلندي بروي دامنه پرشيب كوهستاني واقع است. خانه ها وقلعه هادر شيب كوهها ساخته شده وقسمت ديگر درامتداد آن بروي جلگه قراردارد. مزارع و باغهاي سيب و خيابانهاي اين قسمت منظره جالبي به شهر مي دهد. اختلاف ارتفاع بلندترين وپست ترين نقطه شهر تقريبا 150 الي 200 متر مي رسد.
تاریخچه ی شهر سمیرم:
سميرم از نظر لغوي به كسرسين و ضم راء مي باشد و از لحاظ وجه تسميه آنچه از كتب تاريخي استنباط مي شود باني اين ناحيه سام ابن ارم بوده كه بدين لحاظ در اثر كثرت استعمال سميرم گرديده است. سميرم از دوجزء تشكيل شده يكي سمي يا ثمي به معني سرد و ديگري ران يا رام به معني حمل و همچنين نتيجه گرفته مي شود كه سميرم يا سميران به معني جا و مكان و سر زمين سرد مي باشد. از نظر قدمت تاريخي وجود غارها و شكافها، چشمه ها و كشتزارهاي وسيع و حاصلخيز سكونت بشر رادرآن به درازاي تاريخ مي رساند همچنين نامهاي قديمي موجود در منطقه كه بيشتر آنها از لغات فرس قديم فارسي دري است، نشئه امر فوق مي باشد. مانند كوه بهرز به معناي هاله روي شعله آتش كه وهي است درشمال شهر سميرم توجه به ساير شواهد امكان وجود شهر در زمان ساسانيان زياد است بطوريكه از سنگ لوحه هاي قبور قبرستان و ساير اماكن مقدسه مانند مقبره سلطان ابراهيم كه به قولي برادر امام رضا (ع) مي باشد و محل آن به نام محله شهيدان معروف است برميايد. سميرم دردوران بعد از اسلام به صورت قريه اي موجود بوده است دردوره ديلبان بررونق و آباداني سميرم افزوده شد و ركن الدوله ديلمي داراي دژي درآنجا بوده است. دردوره سلجوقيان نيز سميرم شهرت داشته، چنان كه كمالالدين علي سميرمي از وزراي شاه سلطان محمود سلجوقي پسر شاه سلطان محمد پسرشاه سلطان ملكشاه سلجوقي از اين مكان بوده است. از وزير مذكور حمام و آسيابي در سيمرم بجا مانده كه بنام خود او مشهور است. از دوره اتابك انفارس در سميرم يك شبستان بسيار بزرگ ومدرسه طلاب علوم ديني باقيمانده كه آن محل بنام محله اتابكي معروف مي باشد .درزمان پادشاهان صفوي به تيمولداري درسميرم خاتمه داده شد و املاك مردم منطقه به آنها واگذار گرديد. نقل است كه شاه عباس ثاني در سال 1064 هجري بعلت گمي هوا در سميرم فرودآمده است همچنين قلعه ايست در سميرم بنام قلعه كه نقل است درزمان صفويه ساخته شده در پشت اين سنگر محكم فندقي آبي ايجاد كرده بودند كه پايه هاي خندق هوز موجود است. اما درزمان حكومت زنديه چنانكخه دركتاب تاريخ زنديه آمده است سميرم در مشرق پا كوه دنا واقع شده و جزء منطقه ييلاقي ايل قشقايي است. در جنوب غربي شهر قمشه قراردارد اين آبادي بين ايزدخواست و فلارد واقع گرديده است، رونق و آباداني سميرم از زمان زنديه شروع شده ودردوره قاجاريه بنا بر نوشته هاي فارسنامه ناصري كه به دستور ناصر الدين ش
اه نوشته شده سميرم مركز قصبه سميرم بوده است.
تاقبل از دوره پهلوي منطقه سميرم بدست خوانين قشقايي اداره مي شد دراين دوره بود كه با تشكيل حكومت مركزي، فرمانروايي از خوانين سلب و از سال 1308 شمسي قواي ساخلو براي حفظ انتظامات محل از طرف دولت موقت در سميرم مستقر گرديد و درسال 1314شمسي اولين بخشدار سميرم از طرف وزارت كشور منصوب شد.
درسال 1322 از زمان جنگ جهاني دوم بعلت جنگي كه بين سران ايل قشقايي و بوير احمدي ازيكطرف و دولت موقت از طرف ديگر اتفاق افتاد و از آن بنام جنگ سميرم ياد مي كنند اموال اهالي سميرم از طرف افراد ايل فوق به غارت برده شد و مساكن آنان خراب گرديد و خرمن هاي غلات آتش زده شد و متاسفانه اثرات اين جنگ شوم تاكنون در وضع اجتماعي، اقتصادي و در اذهان مردم اثر گذاشته است. بالاخره پس از پايان جنگ جهاني دوم امنيت به منطقه باز گردانده شد و درسال 1325 سميرم ازاستان فارس منتزع و تابع استان اصفهان گرديد و درنهايت درسال 1342 به شهرستان تبديل و از همان سال فرمانداري درمحل تاسيس شد وفعلا هم به صورت فرمانداري تابع استان اصفهان مي باشد.
شهر سميرم با ارتفاع 2500 متراز سطح دريا به بام ايران معروف است جمعيت آن ( شهر) بالغ بر /000/30 نفر و وسعت شهر 110 هكتار مي باشد و در آبان ماه 1329 به شهر تبديل و شهرداري در آن تاسيس شده است.




















